قالی من
گاهی دوست داری همه چیز جدی باشد، اما به طرز ناامیدکنندهای همه چیز در حد یک بازی باقی میماند. گاهی دوست داری همه چیز شوخی باشد، اما به طرز ناجوانمردانهای همه چیز به شکل کاملاً جدی پیش میرود. گاهی دوست داری قالی زندگیت را بشکافی و از نو ببافی اما وقتی خوب نگاه میکنی میبینی تار و پود آن را آنقدر محکم به هم گره زدهاند که هیچ قالیباف ماهری هم نمیتواند یکی از آن گرهها را باز کند، حتی اگر باز هم بکند، خیلی وقت است که دار قالی را برچیدهاند و رفتهاند. تو میمانی و یک مشت تار و پود از هم در رفته. اما گاهی بدجور دلم میخواهد نقشه قالی زندگیم را خودم بکشم. آن وقت همه جدیهای زندگیم را شوخی میکشم و تمام شوخیهایش را نقشی به جدی رسم میکنم!
نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم دی ۱۳۹۶ساعت 15:56 توسط روشن| |
کودکی...
ما را در سایت کودکی دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 134 تاريخ: دوشنبه 9 بهمن 1396 ساعت: 1:10